هر چی غم دنیا که بود تو سر نوشت ما سرشت
افسوس که دست روزگار نذاشت بمونیم بر قرار
من و تو مال هم بودیم نفرین به کار روزگار
تقصیر من بود یا تو بود عشقی واست نمونده بود
یا اینکه دیوونه ی تو شعری برات نخونده بود
نمی دونم یهو چی شد از منو جاده ترسیدی
هر چی بهت گفتم بیا نیومدی نفهمیدی
افسوس از اون روزهای خوب که بودی عشق و یار من
چشم حسودا کور نشد نموندی در کنار من
این لحظه های آخره هر چی دلت می خواد بگو
بگو عزیزم باز بگو اما خداحافظ نگو
اما خداهافظ نگو