تبليغاتX
بیا اینجا
تقدیم به تو که نمی دانم در خاطرت می مانم یا برایت خاطره می شوم!
خدایا می دونم هر دردی که تو واسه بنده هات می فرستی بی حکمت نیست اما حکمت درد من چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه و همه جا و به همه کس گفتم تنها چیزی که من از خدا زیادشو می خوام فقط صبر و صبر و صبره

همه ی امام ها اصوه ی صبر و طاقتن ولی حضرت ایوب واسم یه چیزه دیگست

چون هر وقت که دیگه فکر می کنم کاسه ی صبرم لبریز شده یاد حضرت ایوب می یفتم و صبوری در مقابل مشکلات واسم راحت تر می شه

بچه که بودم همیشه بهت می گفتم کی میشه من به سن تو برسم؟تو هم می گفتی: خدا کنه هیچ وقت به سن من نرسی

همیشه از این حرفت ناراحت می شدم رو خیال بچگی بهت می گفتم: تو حسودی دلت نمی خواد کسی به سن تو برسه

اما حالا که به سن تو رسیدم فهمیدم حق با تو بود

دنیای بچگی دنیایی که توش دروغی نبود فقط سفیدی بود و شادی.....

اما حالا چی.........؟

بی خیالش........

زندگی با تمام مشکلاتی که داره واسم شیرینه . اصلا به خاطر همین مشکلاتشه که دوسش دارم پس باید تا آخرش بسوزم . نه . باهاش راه بیام تا اون هم با من راه بیاد

به امید اون روزی که غم و تو چشم هیچ کس نبینم

بای

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 15:41
  به قلم: شادی  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T