نمی دونم کدوم یکی از شما سرنوشتش شبیه این شعره ولی هر کسی این طوریه واقعا ناراحت کننده است![]()
کسی که تو وجودش شکل گرفتی و رشد کردی با اومدنت از بین بره و درست موقعی که دوست داری توی آغوشش آرامش بگیری و خودت و از هراس دنیای جدید در امان نگه داری آغوشی که پذیرای تو باشه وجود نداره!![]()
خیلی سخته ......... خیلی..........
وقتی می بینی همه ی کوچولو های مثل خودت با ضربان قلب مادراشون آروم میشن تو باید در آغوش پدر به آرامش برسی!![]()
اون موقع که دستان نرم و لطیف مادرو با دستان زمخت و مردونه اما مهربون پدر عوض میکنی با خداحافظی مادر تازه تو میگی سلام.......
وقتی ......................
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظلر آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن!
(دکتر علی شریعتی)